سلام. به وبلاگ من خوش اومديد. اميدوارم خوشتون بياد و نهايت استفاده را ببريد.راستي نظر فراموش نشه
داستان و نقد و بررسی فیلم دزدان دریایی کارئیب: بر موج های غریبه
Pirates of the Caribbean: On Stranger Tides
-جانی دپ بهترین کاراکتر جک اسپارو را در بین 4 فیلم دزدان دریایی کارائیب ارائه کرده است. یک بازی درجه یک و خوب و پر از ریزه کاری و هوشمندی که با چندبار تماشای فیلم می توانید تمام ظرایف بازی او را درک کنید.
-با وجود اینکه فیلم صحنه های شمشیر بازی زیادی دارد و از طراحی صحنه ی فوق العاده ای برخوردار است، ولی عظیم نیست و عظمت قسمت دوم و سوم در آن وجود ندارد. حتی یک صحنه از فیلم من را هیجان زده نکرد. این برای سری فیلم های دزدان دریایی کارئیب خیلی بد است.
بالاخره پس از مدت ها انتظار هواداران، فیلم سینمایی دزدان دریایی کارائیب: بر موج های غریبه در تاریخ 20 می اکران شد. سری فیلم های دزدان دریایی کارائیب تا همین جا حدود 2.7 میلیارد دلار از گیشه های سراسر دنیا برای هالیوود غارت کرده اند. تا به حال درتاریخ سینما سابقه نداشته است که تبلیغات وسیعی مانند دزدادن دریایی کارائیب 4 برای یک فیلم صورت بگیرد. از یک هفته پیش اگر شما به هر سایت پربیننده سینمایی از IMDB تا سایت یاهو و راتن توماتو و... سر می زدید تصویر پسزمینه اش پوستر فیلم دزدان دریایی کارائیب4 بود. حتی در یک اقدام بی سابقه که تا به حال من ندیده بودم در روز 19می در زیر لوگوی سایت یاهو آرم دزدان دریایی کارائیب قرار داشت که با قرار گرفتن نشانه گر روی آن، دو شمشیر به شکل حرف y که اولین کلمه یاهو است روی هم قرار می گرفتند. در جشنواره کن هم چنین تبلیغات وسیعی برای فیلم صورت گرفت.
ولی دزدان دریایی کارئیب 4 با افتتاحیه 90 میلیون دلاری خود تمام نقشه های والت دیزنی را نقش بر آب و در آمریکا بسیار ضعیف تر از پیش بینی ها عمل کرد. علت اش هم کاملاً معلوم بود . در تبلیغات فیلم صحنه های عظیمی دیده نمی شد. فیلم های عظیمی مثل دزدان دریایی کارائیب یا فیلم های هم سنخ با آن مانند هری پاتر و ترانسفورمرها و مرد عنکبوتی نیاز به این دارند که هر قسمت بیننده ی خود را زیر آماج حملات جلوه های ویژه ی عظیم تر و پرخرج تر از قسمت قبلی قرار دهند. چیزی که دزدان دریایی کارائیب تا همین قسمت قبلی رعایت کرده بود، ولی در کمال تعجب این عامل مهم در این قسمت رخت بسته است. شما اگر تریلر قسمت جدید هری پاتر و ترانسفورمرها را دیده باشید کاملاً متوجه می شوید که با فیلم های بسیار عظیمی روبرو خواهید بود. قطعاً همین نکته است که در هفته اول اکران این دو فیلم باعث فروش حیرت انگیزشان خواهد شد. شک نکنید! ولی از همان تیزر اول دزدان دریایی کارائیب 4 معلوم بود چیزی در چنته ندارد و بالاخره از همین عظیم نبودنش ضربه خورد. وقتی بیننده با این همه هجوم تبلیغاتی بی سابقه روبرو می شود انتظار دارد فیلمی عظیم ببیند، ولی درکمال تعجب نهایت جلوه های ویژه دزدان دریایی کارائیب4 چندتا پری دریایی هستند و تعدادی صحنه های گاری سواری! البته یکی از دیگر دلایل شکست قسمت چهارم دزدان دریایی کارائیب قسمت سوم آن بود که از هر لحاظ فیلم فاجعه ای بود وبسیاری را از تماشای قسمت های بعدی آن منصرف کرد.
فیلم 120 دقیقه ای دزدان دریایی کارائیب: بر امواج غریبه دقیقاً از 3 قسمت تشکیل شده است.90دقیقه مربوط به کشتی و دریانوردی است، 30 دقیقه شمشیر بازی، و 30 دقیقه دیگر هم مربوط به حرف زدن های بازیگران است. حرف های مزخرف و خسته کننده که هیچ هدفی در پیشبرد داستان ندارند.
در این قسمت گور وربینسکی از این سری فیلم ها کنار گذاشته شد و همچنین اورلاندو بلوم و کایرا نیتلی. به جای گور وربینسکی، راب مارشال کارگردان فیلم اسکاری شیکاگو و به جای آن دو نیز دو بازیگر گمنام به نام سام کلافلین و آسترید برجس وارد فیلم شده اند.
داستان فیلم دزدان دریایی کارائیب: بر امواج غریبه دقیقاً از انتهای قسمت سوم شروع می شود. در فصل ابتدایی فیلم یک کشتی ماهیگیری را می بینیم که کارگرانش در تور ماهیگیری خود با یک پیرمرد مواجه می شوند. یک پیرمرد طاس با ریش های بلند. بعد که می خواهند او را بگردند به طرز کلیشه ای و ناگهانی بیدار می شود و دست آن ها می گیرد. آنها او را نزد پادشاه می برند و می گویند این فرد را داخل تور ماهیگیری گرفته اند. بعد یک کتاب (نقشه ) است به پادشاه می دهند و پادشاه میگویند این نقشه ی چشمه اب حیات است! ماجرا به انگلیس می رود. جایی که قرار است جک اسپارو (جانی دپ) محاکمه شود. او را کت بسته و در حالتی که سرش را با یک گونی پوشانده اند به دادگاه می برند. در دادگاه به دستور یکی از افراد گونی را از سر او برمی دارند، ولی در کمال تعجب می بینند او گیبس (کوین مک نالی) است که می گوید من جک اسپارو نیستم. ناگهان دوربین قاضی دادگاه را نشان می دهد که خود جک اسپارو با قیافه مبدل است! (شبیه به بابانوئل شده). موضوع لو می رود و جک به هر ترتیبی که شده فرار می کند. در همین حین نیز متوجه می شود که آنجلیکا (پنه لوپه کروز) نیز خودش را به جای او جا زده و خدمه کشتی را برای راهی شدن به سفر آماده می کند. جک با آنجلیکا (پنه لوپه کروز) که معشوقه سابق اش بود برخورد می کند. او در برخورد با انجلیکا دو دل است. چون یک بار قبلاً فریب او را خورده است. به هرحال به همراه او سوار کشتی پدرش که «ریش سیاه» (یان مک شین) نام دارد می شوند. این شخصیت واقعی است. ادوارد تیچ، مشهور به «ریش سیاه»، یکی از دزدان دریایی بدنام قرن هجدهم بود. او در طول دوره کوتاه و خشن زندگی خود کشتی های دریای کارائیب و سواحل آمریکای شمالی را چپاول کرد. (ادوارد تیج در سال 1718 میلادی توسط یک افسر دریایی انگلیسی کشته شد.) او جک را مجبور می کند که چشمه جوانی را به او نشان دهد. موضوع دوباره به کاخ سلطنتی انگلیس می رود و ما باربوسا (جفری راش) را می بینیم که بازنشسته شده و به خدمت کاخ سلطنتی انگلیس درآمده است. پادشاه با نقشه ای که از آن مرد به دست آورده می خواهد سرچشمه جوانی را پیدا کند و در این راه باربوسا را برای این کار انتخاب می کند. در این بین یک ماجرای عاشقانه بین یکی از خدمه که فلیپ (سام کلافلین) نام دارد و یک پری دریای محافظ چشمه (آسترید برجس) رخ می دهد که به طرز حیرت انگیزی الصاقی از آب درآمده و کاملاً مشخص است که برای آب بستن به فیلم اضافه شده است. رابطه عاشقانه اورلاندو بلوم و کایرا نایتلی کجا و این کجا؟ در آخر فیلم هم جک اسپارو و آنجلیکا به یک جزیره می روند و جک او را در جزیره تنها می گذارد. آنجلیکا شروع به منت کشی می کند و می گوید من عاشقتم! با ادامه سکوت جک، او می گوید باردار است. جک فریب او را نمی خورد و می گوید چنین چیزی ممکن نیست. با وجود اینکه آنجلیکا مسئله ی مستی جک را مطرح می کند، اما باز جک فریب او را نمی خورد و به او می گوید «اگر تو یک سگ داشتی و یک خواهر، من قطعاً سگ را انتخاب می کردم!» و با این حرف تیر خلاص را به رابطه شان می زند. بله! جک او را در جزیره تنها می گذارد و...
نکته ای که در این قسمت فیلم بدجوری توی چشم است این است که فیلم کاملاً متکی به جانی دپ و شخصیت جک اسپارو است. یعنی اگر او را از دزدان دریایی کارائیب4 حذف کنیم چیزی از فیلم باقی نمی ماند. با اینکه فیلم بازیگران بسیار خوبی دارد، ولی فیلمنامه طوری نوشته شده که تمام بار فیلم بر دوش جانی دپ است. به نحوی که کاملاً مشهود است او بی خودی دستمزد 70 میلیون دلاری را از تهیه کنندگان فیلم نگرفته است. با اینکه خود جانی دپ گفته لحن بازی اش را از کیث ریچارد گرفته، ولی بازی اش آشکارا تقلیدی از پائول وایتهوس است. لحن صدا و طرز نگاه کردن جانی دپ در فیلم، کپی این بازیگر سریال و نمایش با نفوذ که گویا خود دپ هم در سال 2000 در آن ظاهر شده بود است. جک اسپارو همچنان طناز است و بعضی از دیالوگ های او حسابی قوی و خنده دار است. مثلاً در یک صحنه آنجلیکا (پنه لوپه کروز) به آنها می گوید شماها تو صومعه چه غلطی می کنید؟ که کاپیتان جک اسپارو پاسخ می دهد «اشتباهی جای روسپی خانه اینجا آمده ایم، یک اشتباه غیرعمدی بود!» یا مثلاً صحنه ای که در دادگاه که او را جک اسپارو خطاب می کنند و جک اسپارو به قاضی می گوید «یه جاهایی اش باید کاپیتان داشته باشه. مثلاً کاپیتان جک اسپارو!» یا صحنه ی دیگری هم هست که جک اسپارو لبه ی یک صخره ایستاده و می گوید «نمی دونم تا حالا این احساس به تو دست داده که وقتی یه جای بلند ایستادی یهو هوس کنی بپری؟... به من که تا حالا همچین حسی دست نداده!» دیالوگ هایی که هوشمندانه تمام شخصیت جک اسپارو رو با چند کلمه توضیح می دهند.
با وجود اینکه فیلم صحنه های شمشیر بازی زیادی دارد و از طراحی صحنه ی فوق العاده ای برخوردار است، ولی عظیم نیست و عظمت قسمت دوم و سوم در آن وجود ندارد. حتی یک صحنه از فیلم من را هیجان زده نکرد. این برای سری فیلم های دزدان دریایی کارئیب خیلی بد است. میزان ماجراجویی فیلم نیز کم و به یک داستان یک خطی تبدیل شده است. در این نوع فیلم ها اگر فیلمنامه ای هم در کار نباشد عیبی ندارد چون بالاخره یک فیلم تابستانی و پاپ کورنی است، ولی حداقل باید جلوه ویژه ای داشته باشد که تماشاگر را تا آخر نگه دارد. ولی این اتفاق در فیلم نیافتاده و فقط کاراکتر بامزه جک اسپارو باعث می شود فیلم را تا انتها تحمل کنیم. جانی دپ بهترین کاراکتر جک اسپارو را در بین 4 فیلم دزدان دریایی کارائیب ارائه کرده است. یک بازی درجه یک و خوب و پر از ریزه کاری و هوشمندی که با چندبار تماشای فیلم می توانید تمام ظرایف بازی او را درک کنید. جفری راش هم که همیشه خوب بوده است در اینجا نیز خوب و کارش را خوب بلد است. پنه لوپه کروز زوج بسیار خوبی هم از نظر قیافه و هم از نظر شیمی برای جانی دپ است و موفق شده است صحنه های کمدی رمانتیک خوبی را خلق کند.
فیلم دزدان دریایی کارائیب: برموج های غریبه برخلاف ظاهرش فیلم بزرگی نیست. نه جلوه های ویژه ی عظیمی دارد و نه فیلم نامه حیرت انگیزی. فیلم فقط و فقط جک اسپارو را دارد که ترکیبی از لانگ جان سیلور جزیره گنج و سندباد معروف است. بسیاری از ایده های طرح قصه دزدان دریایی کارائیب از داستان های معروف سندباد گرفته شده است. نمونه کامل یک کاراکتر آمریکایی با همه آن خصوصیات «کابوی شلخته» که برخی آن را به «بی خیالی جنوبی» نیز تعبیر می کنند. جک اسپارو از آمریکایی ترین کاراکترهایی است که به مردم سراسر دنیا و البته این سوی آب ها معرفی شده است. چراکه ریشه در فاتحان قاره نو و بنیانگذاران آمریکا دارد. پایه گذارانی که اغلب از دزدان دریایی فراری از مجازات حکومت اسپانیا به شمار می آمدند. اما دلیل اینکه برای این کاراکتر اینقدر تبلیغات و جنجال به پا می کنند چه چیزی است؟
به شما توصیه اکید می کنم برای دریافت پیام های اصلی این فیلم که در پس ظاهر به اصطلاح پرزرق و برق آننهفته اند تاریخ کشف آمریکا توسط کریستف کلمپ و قدم گذاشتن او به سواحل کارائیب که فکر می کرد جایی نزدیک ژاپن است و بردگان سیاه پوستی که برای کار و کشت تنباکو به امریکا آورده شده اند (که در سری فیلم های دزدان دریایی کارائیب اغلب افراد سیاه پوست یا زامبی هستند و نقش منفی) را مطالعه کنید. این را همیشه بدانید که هالیوود هرگز صرفاً برای سودآوری چنین هزینه هنگفتی (300 میلیون دلار هزینه ساخت قسمت چهارم بدون در نظر گرفتن تبلیغات آن) را برای یک فیلم انجام نمی دهد. این پایان سری فیلم های دزدان دریایی کارائیب نیست و نخواهد بود. هنوز دزدان دریایی زیادی مانده اند که معرفی نشده اند. هاول دیویوس، آنه بونی، چارلز وین و همین آخرین نمونه دزدان دریایی واقعی سومالی. کاپیتان جک اسپارو سوار بر امواج غریبه ای که او را هدایت می کنند هنوز مأموریت های غیر ممکن زیادی در پیش رو دارد. تا تا سکان کشتی را رو به کدام سمت بچرخاند! هنوز گنج های واقعی زیادی مانده اند که کشف نشده است (مثل اموال دزددریایی به نام «ریش قرمز» در سال 1718که به گفته کتاب های تاریخ کوهی از طلا برای خودش جمع کرده بود و وقتی دستگیر شد اعتراف نکرد آنها را کجا مخفی کرده است. حتی لاشه های کشتی اش نیز پیدا شد ولی گنجی در آن نبود. بسیاری از مورخین حدس زده اند این کوه طلا باید جایی در سواحل کارائیب باشد.) ولی جک اسپارو این کوه های طلا را نه در جزیره های کارائیب بلکه در گیشه ی سینماهای نمایش دهنده دزدان دریایی کارائیب پیدا می کند. او توانسته ثروتی عظیم 2.7 میلیارد دلاری را برای هالیوود به دست آورد که فکر نکنم هیچ دزد دریایی توانسته باشد در تاریخ این مقدار پول را غارت کرده باشد.
برچسب:
نویسنده: shamim